دلتنگي … اشک …. فاصله …. بي وفايي….
تعريفش فقط دو حرف است
“تـــو”
همديگر را دور ميزنيم تا زودتر به مقصد برسيم
غافل از اينکه زمين گرد است و باز به هم خواهيم رسيد . . .
تنهايي ام را با کسي قسمت نخواهم کرد يک بار قسمت کردم ، چندين برابر شد . . .
ما آدمها موجودات عجيبي هستيم وقتي ميگوييم تنهايم بگذار يعني ، بيش از هميشه به وجودت احتياج دارم
من ” آنقدر خواستمت که نخواستنت را نديدم تو ” آنقدر نخواستي که هيچ چيز از “من ” را نديدي
گفتند «دوست» چند بخشه ؟
گفت : کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته
«يه دنياست»
گفتم : اي جنگل پير تازگيها چه خبر ؟ پوزخندي زد و گفت : هيچ ، کابوس تبر . . .
__/??\_
‘-O—-O-’
برات آژانس فرستادم سوار شو بيا دلم برات تنگ شده !
نمیدونم چون عزیزی دوستت دارم یا چون دوستت دارم عزیزی !؟
زمانی که تولد یافتم گریستم...
هر روز که میگذرد نشانم میدهد که چرا گریستم...
چه کردی با دل من نازنینم ، که هر تا سحر اندوهگینم
مرا دعوت بکن در باغ چشمت ، که از باغ تو لبخندی بچینم . . .
خواهم تو را مهمان کنم در گوشه ای از قلب خویش
آیا قبولش میکنی این کلبه ویرانه را ؟
یادت باشه یادتو به یادم میمونه / یادی کن که یاد ما هم به یادت بمونه . . .
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی / لحظه های بی تو بودن
میگذره اما به سختی . . .
اگرچه قلبم برای بودن کوچک است / اما برای همیشه مهمان این خانه
کوچک باش . . .
در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .
هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی ، خواهی دانست که چقدر
دوستت دارم . . .
دل رو زدم به دریا زدم برات پیامی / فقط برای اینکه نگی که بی مرامی !
برای تو که هیچ وقت یاد نگرفتی بد باشی ، یه دنیا خوبی آرزو میکنم . . .
میدونی فرق رفاقت با قیافت چیه !؟؟
رفاقت بنچ حرف داره ، اما قیافت حرف نداره !
به خاطر خاطره هایت , خاطرت در خاطرم , خاطره انگیزترین خاطره هاست.
الفت شبهای خوش را روزگار از ما گرفت / ای خوشا روزی که با هم
روزگاری داشتیم . .
دنبال نگاه ها نرو،
ممکنه فریبت بدن
دنبال ثروت نرو
چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه
دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی
چون فقط یه لبخنده که میتونه
باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد
عشق كلید قلب است به شرط ان كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كلیدی
باز شود
با اینکه از تنهائی میترسم ، اما دوست دارم تو قلب تو تنهای تنها باشم
نه از خاکم نه از بادم ، نه در بندم نه آزادم
نه آن لیلا ترین مجنون ، نه آن شیرین نه فرهادم
فقط مثل تو غمگینم ، فقط مثل تو دلتنگم
اگر آبی تر از آبم ، اگر همزاد مهتابم
بدون تو چه بی رنگم ، بدون تو چه بی تابم . . .
آب پاش برای رسیدن به گلش دلش رو پر میکنه و سنگینی رو تحمل میکنه
و به خاطر شادابی گلش اشک میریزه !
آهای رفیق ، آب پاشتم !!!
امید ، اشکی پر از شوق است که با لبخندی عمیق جاری است . . .
دل هیچ کس نمیسوزد برای حال غمناکم / مگر سوزد همان شمعی که
میسوزد سر خاکم . . .
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه های دیدار با همه زیبائی گاه پر از
دلتنگی است
هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه
برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم
به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته
شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن
تمام چیزی که میخواستم یه نفر بود که بهم اهمیت بده
یه نفر که بخاطر من اینجا باشه
تمام چیزی که میخواستم یه نفر بود که باهام رو راست باشه
تمام چیزی که میخواستم یه نفر بود که دقیقا مثل تو باشه!
پیام : متن پیام از دست رفته
فرستنده : نام فرستنده مشخص نیست
تاریخ ارسال : تاریخ ارسال معلوم نیست
دلم واسه ی تو خیلی تنگ شده واسه ی همینه که همه چیز گم شده و از
دست رفته!
دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست / نصفش رخ عاشق است ، نصفش
رخ دوست . . .
من در یک ماموریتم
ماموریتی برای دوری از تو
ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت
که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم
در یک کلام :
ماموریت غیر ممکن!!!
I (من) کوتاه ترین کلمه ی دنیاست
شیرین ترین کلمه ی دنیا عشقه (LOVE)
و عزیز ترین شخص در دنیا تو هستی(you)
واسه همینه که دوست دارم(I love you)
من به تنهائی یک چلچله در کنج قفس
بند بند وجودم همه در حسرت یک پروازند
من به پرواز نمی اندیشم
به تو می اندیشم که تو زیباتر از اندیشه یک پروازی . . .
سوال : عشق چیه؟
جواب : عشق یعنی وقتی که یه نفر قلب تورو میشکنه
و حیرت انگیزه که تو هنوز با قطعه قطعه ی قلب شکستت دوستش داری!!
گاهی وقتا زندگی كردن پرنده ها توی قفس از هر كاری بهتره به شرطی كه
اون پرنده تو باشی و اون قفس دل یارت
هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی ، خواهی دانست که چقدر
دوستت دارم . . .
من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا
می فهمید
تو را خواهم وگرنه یار کم نیست / گلی خواهم وگرنه خار کم نیست
گلی خواهم که در سایه اش بشینم / وگرنه سایه دیوار کم نیست . . .
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز
مبر از یاد . . .
در سایه تو چندیست آرام جان ندارم
یا سایه تو سرد است ، یا من امان ندارم . . .
دستم نمیرسد كه در آغوش گیرمت ، ای ماه ، با كه دست در آغوش
میكنی ...؟
حاصل عشق مترسک به کلاغ ...مرگ یک مزرعه بود
دوست داشته باش و زندگی کن ، زمان همیشه از آن تو نیست . . .
دوست داشتن کسی که ارزش ان را ندارد اسراف محبت است|(دکتر
شریعتی)
دچار یعنی عاشق
و فکر کن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار ابیه بیکران دریا باشد...
اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج
آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .
باز آمدنم به خدمتت دیر نشد / اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد
یک موی تو را به عالمی نفروشم / تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد
هر ثانیه که می گذرد چیزی از تو را با خود می برد. زمان غارتگر غریبی
است،همه چیز را بی اجازه می برد. تنها یک چیز را همیشه فراموش می
کند : "حس دوست داشتن تو را"
انان که با زندگی میسازند , زندگی را میبازند...
با زندگی نساز زندگی را بساز...
تک کل واشده ای گفت صبا را عشق است / بلبل آمد به میان گفت صدا را
عشق است
گل و بلبل بنشسته به کنار / سنبل آمد بی میان گفت وفا را عشق است . . .
آینه ای در برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم.
در میان بغض کوچه ها من همان تنها ترینم / گر میان هر نگاهی صوت
غمگینی شنیدی
یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد معشوق است . . .
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر / چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب / افسوس که مهتاب شدی وقت سحر . . .
اگه آفتاب میسوزونه بی خیال آخه تو سایه بونی
اگه آدم ها وفا ندارند بی خیال آخه تو مهربونی
اگه من واست میمیرم بی خیال ، آخه تو لایق تر از اونی که میدونی . . .
یادت باشه یادتو به یادم میمونه / یادی کن که یاد ما هم به یادت بمونه . . .
نتيجه گيري زود پس از رخدادهاي مهم زندگي از بي خردي است . .
آيا از بخشندگي و مهرباني که نخستين حالات خداوند است ، در ما نشاني
هست ؟
با ولخرجي تنها مال نمي رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود
مي شود
شهامت گله ، ناشي از چوپان بيدار است . .
خوردن شیرینی خیلی راحته? خوندن داستان شیرین هم راحته?
اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟
امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه
بوس داغ فرستادم !
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی
پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش ، یه دست
باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو ، یادم تورا فراموش چوب چوب یه
گردن ، جایی نری تو بی من! دق می کنم میمیرم ، اگه دور
بشی از من دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا یادت
میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا من؟ من؟ یه عاشق،
همون مجنون سابق...
بعضیا با غصه پیرن بعضیا با غم رفیقن... بعضیا از بس عزیزن
هرگز از دلها نمیرن!!
دوستان را یادکردن عار نیست قیمت کاغذ که صد دینار نیست
دوستان را یاد کن تا زنده ای بعد مردن دوستی در کار نیست
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن.
قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن...
چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم
بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم
تو که میدونی من زیاد به خیابون ها وارد نیستم میشه بگی باید از کدوم طرف قربونت برم ؟!!
اتل متل جدائی عروسکم کجایی؟ گاو حسن پریشون یه دل
دارم پر از خون عشقم رفته هندستون خونم شده قبرستون
یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمشو بذار بچگی تا
آخر زندگی آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد !!
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش
با ما چون نیستی باهرکه خواهی یار باش
گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه
من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی
گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است
من وفا کی از تو خواهم تا وفا داری کنی
گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ، گفت
می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
دردنیاخواستار3چیزباش:ستاره به مدت یک شب/گل به مدت
یک روز/رفاقت به مدت یک عمر
نگاهم یاد باران کرده امشب
مرا سر در گریبان کرده امشب
غم و فریاد من از این و آن نیست
دلم یاد رفیقان کرده امشب
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آینه بدانیم چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست
یه دوست خوب و مهربون خیلی زود از دست میره ولی یه
دوست بد و نامهربون تا ابد واست میمونه, دلم میخواست
اونی که دوسش داشتم بد بود
عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری سرشارتر شود و هرگاه که آن را تنگ در مشت گیری آسانتر از کف رود پروازش ده تا پایدار بماند
فراموش نكن:قطاری كه از ریل خارج شده ممكن است آزاد باشد اما راه به جایی نخواهد برد!!
در صفحه ی "شطرنج" زندگی ام تمام "مهره" هایم "مات" مهربانی ات شد و من با "اسب سفید" قلبم به سوی تو تاختم تا بگویم "شاه" دلم! دوستت دارم..
ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان
ديدي ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان
سیل دریا دیده ،هرگز بر نمی گردد به جوی
نیست ممکن هرکه عاشق شد ،دگر عاقل شود
من به اندازه جشمان تو غمگين ماندم و به اندازه هر برق
نگاهت به نگاهي نگران، تو به اندازه تمام تنهايي من شاد بمان
شمع مي سوزد و پروانه به دورش مغرور ، من که مي
سوزم و پروانه ندارم چه کنم
دلم گرفت از آدم هایی که میگن دوستت دارم اما معنیش رو نمی دونن .
از آدم هایی که می خوان مال اونا باشی ولی مال تو نیستن .
از آدم هایی که زیر بارون واست می میرن اما وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره . . .!
با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم
ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم
زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه
آخر بگذاریم
در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست
عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست
آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا می کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد
یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد
با آنکه تو را گرم کند سرد مباش بر آنکه تو را شفا دهد درد
مباش…چیزی به جهان به ز جوانمردی نیست رسوای زمانه
باش و نامرد مباش . . .
زنگ در خونتم ,هرکس تو رو بخواد باید منو بزنه
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر
مويي زيان كند
تا وقتی قلب عریان کسی رو ندیدی،بدن عریان خود را نشان مده.چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد
گریان مکن.قلبت را خالی نگه دار و اگر روزی خواستی کسی را
در قلبت جای دهی سعی کن یک نفر باشد و به او بگو که تو را
بیشتر از خودم و کمتر از خداوند دوست دارم؛چون به خداوند
اعتقاد دارم و به تو نیاز.
برگرفته از نامه چارلی چاپلین به دخترش
تاريکي را دوست دارم اگر تو شمعم باشي تنهايي را دوست
دارم اگر تو در کنارم باشي مرگ را دوست دارم اگر بيادم باشي
تو را دوست دارم حتي اگر بيادم نباشي
یک تن آسوده در این جهان دیدم
آن هم آسوده اش تخلص بود
زندگی دریای طوفان زده ی مشکلات است
پس بیاید با قایق عشق و معرفت این کوره راه را
بگذرانیم و در خلیج زیبای ارامش پهلو بگیریم
دل بی غم در این دنیا نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد
کودک نجوا کرد : خدايا با من صحبت کن . و يک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنيد... پس کودک فرياد زد خدايا با من صحبت کن ! و آذرخش در آسمان غريد ولی کودک متوجه نشد.... کودک فرياد زد خدايا يک معجزه به من نشان بده و يک زندگی متولد شد اما کودک نفهميد.... کودک در نا اميدی گريه کرد و گفت : خدايا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم ، پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد
زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم،
هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم
غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه:
برگه ها بالا
خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم از پی جانان بروم
شب رفتنت عـــزيـــــزم هـرگز از يادم نميــره
واسه هر کسي که ميگم قصه شو آتيش ميگيره
دل مــن يه دريا خون بود چشم تو يه دنيــا ترديد
آخرين لحظه نگاهت غصه داشت باز ولي خنديد
شب رفتنت يه ماهي توي خشکي رفت و جون داد
زلـــزلــه خيـلي دلا رو اون شــب از غصــه تـکـون داد
غما اون شب شيشه هاي خونه رو زدن شکستن
پا به پام عکساي نــازت اومـدن تا صبــح نشـستن
تـــو چـرا از ايـنجا رفـتـي تــو که مثل قصـه هايـي
گله ام از چه چيزي باشه? نه بدي? نه بي وفايي
شب رفتنت نوشتي شدي قربوني تقــدير
نقره ي اشکاي من شد توي گردنت يه زنجير
شـب تـلخ رفتـن تــو گلـدونامـون اشـکـي بـودن
قحطي سفيدي ها بود همه انگار مشکي بودن
شب رفتنت که رفتي گفتي ديگه چــاره اي نيست
ديدم اون بالاها انگار عکس هيچ ستاره اي نيست
شب رفتن تو يـاسها دلمو دلداري دادن
اونا عاشقن و ليکن تنها نيستن که زيادن
بارون اون شـب دسـتـشو از سـر چشمام بر نـمي داشـت
من تا مي خواستم ببارم هر کسي مي ديد نمي گذاشت
شب رفتن تو رفــتــم ســراغ تــنـها نـوارت
اون که واسم همه چيز بود? آره تنها يادگارت
سرنوشت ما يه ميدون? زندگي اما يه بازي
پـيـش اسـم ما نوشـتـن حقــتــه بايد ببازي
شب رفتن تو خـونـدن واســه مــن هـمـه لالايــي
يکي مي گفت که غريبي? يکي مي گفت بي وفايي
شب رفتن تو ابرا واسه گريه کم آوردن
آشناها براي زخم وا شده ام مرهم آوردن
شب رفتن تو تسبــيح از دسـت گلـدونا افتـاد
قلب آرزوهام اون شب واسه ي هميشه وايساد
شب رفتن تو غربت جاي اونجا? اينجا پـيـچـيد
دل تو بدون منظور رفت و خوشبختي مو دزديد
شب رفتن تو ديـــدم يـکــي از قــنــاريــا مـــرد
فرداش اما دست قسمت اون يکي رم با خودش برد
شب رفتن تو چشمات راس راسي چه برقي داشتن
اين همه آدم? چرا من؟ پس با من چه فرقي داشتن؟
شب رفتنت پاشيدم همه اشکامو تو کوچه
قول تو آروم گذاشتم پيـش قرآن لب طاقچه
شب رفتنت دلم رفت پيش چشمايي که خيسن
پيـش شاعــرا کـه دائــم از مســافــر ميـنـويســن
شب رفتن تو ديـدم تـا که غـم نـيـاد ســراغـت
هيچ زمون روشن نميشه واسه ي کسي چراغت
شب رفتن تو ديـدم خـيـلـيـــه غــمـاي شــاعــر
روي شيشه مون نوشتم ميشينم به پات مسافر
بـــرو تـا همـه بدونـن سفر هم انـقـدرا بـد نيـست ،،،واسه گفتن از تو اما هيچکي شاعري بلد نيست
بهترين مدرک دروغ بودن قصه ها چيه؟
شاهزاده افسانه ای هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده
آگهي نيازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری يا يک زن نيازمنديم
به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
يک شروع خوب
مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم
زن : خير پيش
فرق يک مرد با يک گربه چيه؟
يکيشون يه موجود دله است که بي چشم و روئه و براش مهم نيست که کي بهش غذا ميده ، اون يکي يه حيوان ملوس خانگيه
فرق بين يک مرد باهوش و هيولای لاک نس چيه؟
هيولای لاک نس تا به حال چند بار ديده شده
چرا مردها از زنهای خوشگل بيشتر از زنهای باهوش خوششون مياد؟
چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه
زن از شوهرش میپرسه:زن خوشگل دوست داری یا با شعور؟
مرد میگه: هیچ کدوم عزیزم!من تورو دوست دارم
سلام، من از اداره گاز مزاحمتون ميشم، ميخواستم یه گاز از لپتون بگیرم.
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis
تو به اندازه تنهايي من زيبايي ، من به اندازه زيبايي تو تنهايم
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ،حکايت
سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم ؛ لبخند هميشه
راز خوشبختي نيست.
هست تنهایی به از یاران بد
نیک چون با بد نشیند بد شود
سلام ... من از اداره برق مزاحمتون مي شم ... شما شاکي
خصوصي دارين !!!! اخه برق چشماتون يه نفر رو کشته
زندکي گل زردي است به نام غم، فرياد عاشقي است به نام
محبت، مرواريد گران بهايي است به اشک، دوستي دو
معشوق است به نام عشق
خدا به انسان دو چشم ولي يك زبان عطا كرده است تا دو برابر
آنچه را كه مي گويد به چشم ببيند (ادموند گولدين)
شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن
از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن
خدايا عاشقم عاشقترم كن
سراپا آتشم خاكسترم كن
لبريزي از گفتن ولي در هيچ سويت محرمي نيست
باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به
لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اماحال
که به آن دعوت شدي تا مي تواني زيبا برقص(چارلي چاپلين)
کوه های عظیم پر از چشمه اند و قلب های بزرگ پر از اشک
تورا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت به شرطی
که مرا در آرزوی خویش نذاری
زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در
هوس. تو را دوست دارم تا آخرین نفس
تمام زندگی را از دریا بیاموز زیرا برای در آغوش گرفتن ساحل
آرام و قرار ندارد
دنيا خيلي بزرگه... ما خيلي كوچيكيم؛ اما غمهام به قد دنيا
بزرگه
كاش چون آينه روشن مي شد دلم از نقش تو و خنده تو
صبحگاهان به تنم مي لغزيد گرمي دست نوازشگر تو
چه كسي مي داند كه تو در پيله تنهايي، خود تنهايي؟چه
كسي مي داند كه تو در حسرت يك
روزنه در فردايي؟پيله ات را بگشا تو به اندازه يك پروانه زيبايي
حسادت اولین درس شیطان به انسان احمق است
یک مرد بزرگ با شیوه رفتارش با مردان کوچک عظمت خود را
نشان می دهد
سکوت دوستی است که هرگز خیانت نمی کند.
بزرگترین داروی خشم خاموشی است.
هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظه زندگي آدم توسط
کسي ساخته ميشه که شيرين ترين و به ياد مونده ترين
لحظه زندگي را برايت ساخته است
ديروز بر سر پيمان بوديم و امروز بر سر پيمانه !.............ديروز
پروانه ها دنبالمان ميکردند و امروز دنبال پروانه ايم !.......ديروز
دنبال يافتن بوديم و امروز در پي یافتن !!..........ديروز به دنبال
خدا بوديم و امروز خودمان را هم گم کرده ايم !!.......ديروز دنبال
گمنامي بوديم و امروز مواظبيم که ناممان گم نشود !!..........................
در شهري به نام زندگي رودي جاريست به نام (محبت اين رود
به آبراهي جاريسست به نام (دوستي) اين آبراهه به آبگيري
جاريست به نام (عشق) اين آبگير به حوضچه اي جاريست به
نام (وفا) و تمامي اينها به منجلابي جاريست به نام (جدايي)
روزی یه جوان به خواستگاری سه دختر به نامهای
(عشق)،(زندگی)و(دنیا)می رود.
خواستگار وقتی عشق را دیدکه زشت است او را پسند نکرد.
زندگی را نیزکه از عشق بی ریخت تر بود پسند نکرد و گفت:
اگه عشق همینه اگه زندگی اینه
نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه
قلب پسرا مثل پارکينگي است
که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود
و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است
که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي
بعدي دارد
اي که پا گذاشتي رو عشقه من ؛ اي که در را بستي به روي
من ؛ درو باز کن دستم مونده لاي در
روي تو يه حساب ويژه ميکردمو ناراحت نشو ولي تازه مي فهمم همه راس مي گن
تو يه آدم دورو هستي
1 روت ماه!
1 روت گل!
يکي از يکي قشنگتر
يک دختر خانم جـــــوان و تحصيلکرده مســـلط به زبان فرانسه,
خوش برخورد و خوش بيان با ظاهري آراسته و آشنا با
موسيقي کلاسيک و تبحر در نواختن پيانو , جهت نظافت منزل
نيازمنديم

قلب سرزمين عجيبيست ، زيرا هم زادگاه عشق است هم آرامگاه عشق
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیمکدامین لحظه
نایاب را اندیشه می کردیمو چگونه عبور روزهارا تاب می آوردیم آری پیش از
اینها مرده بودیم
غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها و دل خسته ترینم در این گوشه دنیا ،
ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من ، روزی تو آیی که نمانده اثر از
من ...
لحظاتی را پیمودم تا به خوشبختی برسم ،
اما بعد فهمیدم خوشبختی همان لحظات بود
چه زيباست که کسی هست که يادت با اوست وشب و روز دلت همراه
اوست ،و چه زيباست اگر فکر کنی منتظر بايد بود تا که به او برسی ...
خداوند هرگاه بخواهد انسانی را فاسد كند او را به تمامی آرزوهايش می
رساند .(( اسكار وايلد ))
هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمونا با زمینش همشون
فدای تو
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است تا در آن دوست نباشد، همه درها
بسته است...
ساده نوشتم چون ساده زیستن زیباست پس ساده میگویم تا ابد دوستت
دارم
در دنیا 3 چیز را دنبال کن : 1- دوست داشتن را برای تجربه.2- عاشق شدن
برای هدف.3- فراموش کردن برای قبول واقعیت
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم . از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم.
تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم. شاید که خدا خواست که دلتنگ
بمیریم
غلط است هر کی که گفته دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او هرگز نمی داند ،
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ،
ولی افسوس که او هرگز نمی داند
کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود
حکايت جالبي است که " فراموش شدگان"، " فراموش کنندگان" را هرگز "
فراموش نمي کنند
یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟
رفتم و بزرگ شدم... حالا اما ديگر يادم رفته است دوست داشتن!
آخرين تکه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من
گرفت ، به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود ، حتي آبي تر
از حوض آبي كلبه ي تنهايي ام
توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد، ولي با جدايي هرگز!
اي کاش ميديدم كه چيست..؟!
آنچه از چشم تو،
تا عمق وجودم جاريست
درزندگی بدنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کني، به دنبال کسی
باش که نتونی بدون اون زندگی کنی
یه بچه شب عید گیر میه به باباهه که یالا برام کفش بخر. باباهه هرچی
میگه پول ندارم بچهه ول نمیکنه، بعد ازیه ساعت باباهه کلافه میشه میگه:
حالا که اینجوریه بیا یه پاتو بــکـــن تو کـــ ـــون من یه پاتم بــکـــن تو
کـــ ـــون مامانت. بچه اخم میکنه میگه: نخریدن، نخریدن حالا هم که
خریدن لنگه به لنگه خریدن . . .
سهم من از شب شاید همان ستاره ای باشد که همیشه پنهان است ،و یا به قول قاصدکها ستاره من همان است که پیدا نیست
خدا ابرها را به گريه می اندازه که گلها بخندند پس هر وقت گريه کردم
ناراحت نيستم چون می دونم تو داری می خندی
جالب است در زندگي ، تنها كساني ما را ميرنجانند كه هميشه كوشيده ایم
از ما نرنجند.
به عشقم گفتم با من میمونی؟ اونطرف رو نگاه کرد و گفت آره. گفتم:
دوستم داری؟ اونطرف رو نگاه کرد و گفت آره. گفتم پس با من بیا. رو به
همان طرف رفت.
زندگی بازیچه دست نیست ما بازیچه زندگی هستیم. . ..
نمیدونم من از جنس زندگی نیستم یا زندگی . . .
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis

آنقدر از زندگي دلتنگو دلگيرم كه روزه مرگه خود را جشن مي گيرم
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي
انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه
پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون
خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض
خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند
به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند ... من از خوش باوری آنجا محبت
جستجو کردم ...
خداوند دنیا را کروی آفریده، تا ما قادر نباشیم خیلی جلوتر جاده را ببینیم
گذشته را در آغوش بگير، اما در آن زندگي نکن
شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من موندم و غم
ولنتاین بر عشاق مبارک
آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد
آرایش گلهای بهار تقدیم تو باد
گویند که عشق هدیه پاک خداست
این هدیه هزار بار تقدیم تو باد
اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!
می دونی چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشید وقتی می بینه من و تو با
هم دوستیم آتیش می گیره
میدونی فرق تو با جاده چیه؟ جاده رو باید بری تا به آخرش برسی ولی تو
خودت آخرشی !
سیبیو که باهم گاز زدیم انداختم تو دریا ... ماهیا عاشق شدن
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم ... به زندان خیانت هم کشانی
دوستت دارم ... چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن ... مرا لایق
بدانی یا ندانی دوستت دارم !
اگه كسي دوستت داشت لازم نيست بهت بگه دوست دارم . اون با گفتن
جمله ي مواظب خودت باش ثابت مي كنه كه دوستت داره ...
قلبی داری به وسعت 7 دریا ...
و بی نهایتی آسمان ها ...
باید منطقی باشم ...
حق داری اگه دلت برام تنگ نمی شه ...
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي
که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو
بي كس ترين آدم كسي است كه كسي را ندارد تا بر بي كسي اش اشك
بريزد
عشق ورزيدن را ازکويربياموزيم که دريا بودنش را به آفتاب بخشيد
اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است ، اي اشك آهسته بريز كه غم
زياد است
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی
دعاهای اوست
مردم اشتباهات زندگي خود را روي هم مي ريزند و از آن غولي مي سازند
که نامش تقدير است
شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا
رايکي مي کند
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
ساعتی بی ذکر خدای بر آدمی زاد نگذرد مگر روز قيامت بر آن حسرت
خورد.
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم
جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا
يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند.
چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي
خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر
برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »
خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان، بايد از جان گذرد هر كه شود
همدمشان، روزي كه سرشتند ز گِـل پيكرشان، سنگي اندر گِـلشان بود و
همان شد دلشان

به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به
هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت
عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا
اشک ... آری ... عشق بها دارد
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر
ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در
آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:
او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.
او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.
او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
خدايا شاهد تنهايي ام باش، بين غم ها تنها ناجي ام باش، پر پرواز من
ديريست بسته، تو بگشا و در آزادي ام باش، اسير موج هاي تند خشمم، تو
آرام دل دريايي ام باش، دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام
باش، در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني هم باش . . .
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون
لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون
داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو
دلیل آن شدی
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از
بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای
خوبم دوستت دارم
طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي
ديگه جابه جا ميشه
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك
همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند
نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا
نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي
به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم
كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي
نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي
تو شادي ميخندم
دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان
بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به
پـايش جـان بده تا مي تواني
گوش کن ...یک نفر ...آنطرف پنجره ی بسته...تورا میخواند! و نسیم...لای
این پرده ی آویخته رامی کاود... تا تو را در یابد، نورخورشید که از منزل پر
مهر خدا آمده است...لب درگاه تو در یک قدمی می ماند... قلب این پنجره از
دست غم پرده، به تنگ آمده است! پرده را برداریم ، دل این پنجره را باز کنیم
ای که دور از منی و یاد منی،با خبر باش که دنیای منی...شادیت شادی من،غصه
ات غصه من...قلب من خانه تو خانه ات قبله من دوست دارم
ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟
اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . . .
زندگی به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست،
بوسیدن قول ماندن نیست،
و عشق ، هرگز ضمانت تنها نشدن نیست..
دوست داشتن رو بايد از برگ درخت آموخت
وقتي زرد ميشه
وقتي ميميره
وقتي از درخت جدا ميشه
باز هم پاي همون درخت مي افته . . .
یاد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش
خوشبخت زندگی
کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را
تباه می کند .
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از
من بیزار
خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
لیز خوردن بهانه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی
توي دنيا دو تا نابينا ميشناسم، يكي تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدي،
يكي من كه كسي رو جز تو نديدم
دل من نرمترازجنس حریر/دلم از جنس بلور/گرتو راقصد شکستن
باشد/سنگ بی انصافی است/ یک تلنگر کافی است
در طوفان زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
ارزش محبت به استمرار آن است نه به اندازه آن رسول اکرم
كسي كه كوهي را از جايي بر داشت، همان كسي است كه ابتدا شروع به جمع
كردن سنگ ريزه ها كرد...
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
مانده ام در کوچه های بی کسی
سوختم خاکسترم را باد برد
بهترین دوستم مرا از یاد برد
همیشه وقتی گریه می کنی، اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی
که با تو گریه میکنه عاشقته..
تمام امید آسیابون به وزش باده
تا آسیابش از کار نیفته
قلبم آسیاب، خودم آسیابون و نفست همون باد . . .
تو دریایی و من موجی اسیرم که می خواهم در آغوشت بمیرم بیا دریای
من آغوش بر کش نمی خواهم جدا از تو بمیرم
به چه مشغول كنم ديده و دل را؟
دل تو را مي طلبد
ديده تو را مي جويد . . .
سلام ببخشيد از اداره هواشناسی مزاحم مشوم اينجا کسی دلش هواتون
را کرده چه کار بايد بکنه؟
توی هیأت نهار میدادن، اول خانومــا خوردند، بعد یه بنده خدا میره پشت
بلندگو اعلام میکنه: خانومــا لطفاً جلوشونو تمیزکنن تا آقایون بیان بخورن!!!
توی شهر خوش غیرتها، یه پیرزنی بوده که تو حموم داروی نظافت می
فروخاه. بعد از یه مدت پیرزنه به رحمت میره. تو تشییع جنازه اش مردها
مگفتند: خدا رحمت کنه فخرالنساء رو / که برق مینداخت شب جمعه کُـــ
ـــ ــ ــــــ ـسا رو
طبق آخرين آمار بعد از س.ك.س
12% مردها دوش ميگيرند
قهوه ميخورند يه ليوان 6%
9% مي?خوابند
و 4% يه بار ديگه س.ك.س مي كنند
اما 69% بقيه ميرن خونه پيش زنشون
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
saw se 3712 se arreh hard blade
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد
بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد
مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي
داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد
رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار
کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک و کوچک و
کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي
پر نشد . . .
معرفت درگراني است به هر کس ندهندش
پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
آنچه کرم ابريشم، تا پايان دنيا ميپندارد، در نظر پروانه، اغاز زندگيست
توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
روي هر شانه سري وقت وداع ميگريد
سر من وقت وداع گوشه ديوار گريست
من توي زندگيم 3 تا دوست دارم ماه و خورشيد و تو . اولي را واسه شبم
مي خوام دومي را واسه روزم مي خوام اما تو را واسه تك تك لحظه هاي
زندگيم مي خوام
سکوتم از رضايت نيست
دلم اهل شکايت نيست
اما بدون...
گاهي سکوت واژه ي گويا ييست
بی وفایی کن وفایت می کنند
با وفا باشی جفایت می کنند
مهربانی گرچه آیینی خوش است
مهربان باشی رهایت می کنند
با همه لحن خوش آوائی ام
در به در کوچه تنهایی ام
ابر بارنده به دريا مي گفت من نبارم تو کجا دريايي , در دلش
خنده کنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي
فرياد را برايت هديه مي آورم سكوتت را به من ببخش.
هزاران شادي برايت خواهم آورد غم هايت را به دستانم بسپار.
شعله هاي سوزان عشق را از من بگير و تمام سردي درونت را نسار من
كن.
مردم اغلب تنهايند زيرا به جاي پل ديوار ميسازند
گفتم چيزي بگو... سكوت كرد و رفت
و من ...هنوز گوش ميكنم.
زندگي چيه ؟ زندگي عشقه، عشق چيه ؟ عشق بوسيدنه، بوسيدن چيه ؟
بيا اينجا بهت بگم!!!
اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين
دنيا، به مهر خود تو شادم کن
کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند
تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم
آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود
ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد عشق را آلوده کرد !!!
کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده . . .
گل را دوست دارم تو را هم دوست دارم گل را براي بوييدن تو را
براي بوسيدن گل را براي يک لحظه تو را براي هميشه
همه ما با اراده به دنيا مي آييم؛ با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم
هر 3 ثانيه يکي تو دنيا ميميره بشمار1 2 3 همين الان يکي مرد يادت باشه
يکي از اين 3 ثانيه ها نوبت من و توه
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که
دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را
هم خوش بو ميكند . . .
عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني .
عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي .
عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم
سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند . . .
اگه ديدي بغض کردي ولي دليل گريه کردن پيدا نمي کني اگه دنبال جايي مي گشتي که داد بزني بدون دل خدا برات تنگ
شده مي خواد صداش کني . . .
عشق با لبخند شروع ميشود.با بوسه شکوفا ميشود.با گريه رشد ميکند
در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند در را گشودم روی او دیدم،
غمست در می زند ای دوستان بی وفا، از غم بیاموزید وفا غم با همه
بیگانگی هر شب به من سر می زند غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها می
شوم . . .
تو را مي خواستم تا در جواني
نميرم از غم بي هم زباني
غم بي هم زباني سوخت جانم
چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟
يه روز عشق و فضولي و حسادت و ديونگي با هم قايم موشک بازي مي
کردن بعد فضولي حسادت رو پيدا مي کنه حسادت از روي حسوديش به
ديونگي ميگه عشق پشت گل سرخ قايم شده ديونگي خاري رو بر مي داره
و به طرف عشق پرتاب ميکنه و عشق براي هميشه کور ميشه ديونگي قول
ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول ميده جاي چشم
هاي عشق باشه براي همينه هرکي عاشق ميشه ديونست.
به ترکه میگن عجب موبایل خوشگلی داریا!!!ترکه میگه یه دوست دخـتـر
دارم یه روز اومد خونه جلوم لـ ـخـ ـت شد گفت:" هرچی دارم مال تو" منم
اینو برداشتم!!!!
به همسرت نیکی کن . اگر همسر نداری به دوست دخـ ـترت نیکی کن .
اگر دوست دختر نداری یکی پیدا کن . اگر پیدا نکردی تلاش کن . اگر
تلاشت نتیجه نداد خاک بر سرت کنن بی عرضه بی خاصیت
کشتي درحال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد .
مردها براي خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت:
خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است . زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن
تشکر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يکي يکي از کشتي خارج
شدند... پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : آقايان بفرمائيد پياده شويد کوسه ها به
اندازه کافي سير شدند؟؟؟؟؟؟؟
قابل تو جه دخـ ـتـ ـرا: اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار
اونو بکــش پايين دامـ ـن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو
ميتونی بدوی ولی اون نميتونه!!!!!!!!!
به يکي ميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم. خودم فردا بهش زنگ ميزنم!
Saw se 3712 se arreh hard blade
گفت:نخريدند،تمام شد . . .
او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
کوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند .
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است .
بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند .
تار موي توست اما ريشه ي عمر من است
ديشب تو خواب خدا رو ديدم دستاشو آورد به طرفم و پرسيد: گل يا پوچ؟
گفتم گل! دستاشو باز كرد و تو رو به من داد
درنگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک
ترخواهی شد .
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا
پاک کردنش خيلي سخته
بازیچه دست یار بودن عشق است در پنجه غم شکار بودن عشق است
در محکمه ای که یار باشد قاضی محکوم طناب دار بودن عشق است
در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می
بوسم تورا...
كاش از شاخه سرسبز حيات گل اندوه مرا ميچيدي
آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي
براي دريا
دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي
براي تو
براي شكستن من يه اخم كافيه ...
نيازي به فريادت نيست
واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه ...
نيازي به قهر نيست
براي مردنم حرف رفتنت كافيه ...
نيازي به انجامش نيست . . .
هيچكس نميتونه به دلش ياد بده كه نشكنه ولي حداقل ميتونيم يادش بديم
وقتي شكست لبه تيزش دست اوني رو كه شكستتش رو نبره
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش...
اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو
دوستش داري
ميدوني چرا خدا به آدم دو تا چشم دو تا گوش دو تا پا دو تا دست داده ولي
يك دونه قلب داده ؟ براي اينكه بگردي جٿتش رو پيدا كني
ازم پرسيد : تو مال منی؟ گفتم:آره!مال خود خودتم. هر كاري دلت مي خواد
باهام بكن. گفت :هر كاري؟ گفتم:آره. ............ تنهام گذاشت و رفت .....
چگونه شيشه شوم وقتي نگاهت از سنگ است
اين ديوانگيست ... كه از همه گلها تنها بخاطر اينكه خار يكي از آنها در
دستمان فرو رفته است متنفر باشيم ... اين ديوانگيست ... كه همه
روياهاي خود را تنها بخاطر اينكه يكي از آنها به حقيقت نپيوسته است
رها كني . . .
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم كه رنگم شده زرد
تو عاشق كيستي كه هم رنگ مني
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون
مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده است اما در دنياي
بزرگترها هر که زودتر بگه دوستت دارم بازنده است
تو رفته اي بي من تنها سفر كني من مانده ام كه بي تو شب ها سحر كنم تو رفته اي كه عشق من از سر به در كني من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم
در پناه حضور سبز تو، طوفان غم مرا جا میگذارد؛ در کنارت ژرفای آرامش را احساس
میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمیدهد
يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....
اگه دردی تو پاهات حس کردی... اگه احساس ميکنی خيلی خسته ايی... به خاطره اينه که روزی 1000 بار تو خاطرم ميای و ميری
داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شونداين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند
اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم
دنیای با تو بودن اگرچه زندگیمه! اما به پاتنشستن از روی سادگیمه چشمام اگه یه روزی بخواد تورو ببینه بهتر که تا قیامت در انتظار بشینه ...
عشق کلید شهر قلب است به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر
کلیدی باز شود
مشترک گرامی، اعتبار دوستی شما رو اتمام است، لطفا جهت شارژ
مجدد، یه بوس ارسال نمایید
نماينده زنان در مجلس گفت: تا اين شكاف در بين ماست، مردها هميشه
روي ما سوارند
بعضي از مردم مثل قطار شهربازي هستند از بودن با آنها لذت مي بري ولي
هيچوقت به جايي نمي رسي
اندازه ی یه لوبیا دوستت دارم...ناراحت نشو عزیزم...لوبیای سحر امیز رو
می گم!
لحظه ها در پی هم می گذرند و میان آنها تو فقط می مانی
لحظه ای با من باش، تا ابد در دل من مهمانی
من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ولي با خفت و خواري پي شبنم
نمي گردم
مینویسم (د ی د ا ر ) تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را
بردار
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم .... چون مزرعه عشق به پایان
برسیم .. یا من برسم به یار و یا یار به من ... یا هر دو بمیریم و به پایان
برسیم
کودکی گفتند عشق چیست؟ گفت:بازی.به نوجوانی گفتند عشق چیست؟
گفت: رفیق بازی. به جوانی گفتند عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت. به
پیرمردی گفتند عشق چیست؟گفت: عمر.
به عاشقی گفتند عشق چیست؟
چیزی نگفت. آهی کشید و سخت گریست
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتش است .
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis
هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست
دارند زيبا مي ببنند
اگر زندگی یک پرتقال در دستتان نهاد ، آن را پوست بکنید و به دنبال دوستی
باشید تا با او قسمت کنید.
دوستي آن است که بلبل بارخ گل مي کند صدجفاازخار مي بيتد تحمل مي کند.
زیر پلکت سایه بانم میدهی؟ سوختم آیا پناهم میدهی؟ آتشی افتاده بر جان و
دلم ، قطره آبی بر لبانم میدهی؟ میهمان جان جانان گر شوم ، میزبانی را نشانم
میدهی؟ تا بیاسایم دمی در پای عشق ، زیر چترت سرپناهم میدهی؟ ای جواب
پرسش بی پاسخم ، عشق را آیا نشانم میدهی؟ رو مگردان نازنین با گوشه
چشمت بگو در شرار چهره ات یک بوسه گاهم میدهی؟
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند.حيف من زاده ي امروزم.خدايا،جهنمت
فرداست.پس چرا امروز مي سوزم؟!
پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد واقعا
دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم........وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است
من براي سال ها مينويسم ......
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......
هميشه يكي بود يكي نبود
امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديم
غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می
دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم
موج اگر مي دانست ساحل هيچگاه دستش را نمي گيرد هرگز نفس نفس نمي
زد براي رسيدن به ساحل
لالالا نخواب دنيا خسيسه واسه كم آدمي خوب مي نويسه يكي لبهاش تو خوابم
غرق خنده است يكي پلكاش تو خوابم خيسه خيسه لا لالالا نخواب عاشق يه
سيبه هميشه سرخ و تب دار و غريبه تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست
پايين هم كه مي افته بي نصيبه
وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.
وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش.
وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه. وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه. حالا ام
که عاشقيم مي گن گناهه........
گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست ردپاي اشک هايم را بگير تابداني
خانه عاشق کجاست
هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري
خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم
زندگي 3 بار بهت دروغ ميگه ......... 1 - وقتي به دنيات مياره .......... 2 - وقتي
عاشقت ميكنه .......... 3- وقتي زندگيت رو ازت ميگيره تا بهت بگه همش خوابي
بود و بس!!
دنيا مثل بازي گل يا پوچ ميمونه ... با تو گل بي تو پوچ
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را
براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي
نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم:
تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها
نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها
نيستم موند و هم دمم شد
زندگی پژمردن یک برگ نیست بوسه ای در کوچه های مرگ نیست زندگی یعنی
ترحم داشتن با شقایقها تفاهم داشتن
عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در
هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم
اگر روزی مُردم تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم. بر روي سينه
ام تکّه يخی بگزاريد تا به جای معشوقم برايم گريه کند. چشمانم را باز بگزاريد تا
همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم.و آخرين خواسته ي من از شما اينکه
دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش
جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه كه هرگز
نميخواد تو رو ببينه
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه
ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه
ميريزد
تو به من بگو زشت! من به تو مي گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته
باشيم!!...
عصري است غريب و آسمان دلگير است
افسوس براي دل سپردن دير است
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت
عيب از من و توست ، عشق بي تقصير است
گر مي خواي صد سال زندگي کني من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی
کنم چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم
وقتي تو رو ديدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... و من براي به دست
آوردنت چه نقشها که بازي نکردم!
هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت در قلبتو هي در مي زنم .. پس هر وقت قلبت
مي زنه بدون که دلم برات تنگ شده.
يکي تصادف ميکنه و ميميره . يکي پير ميشه ميميره ، يکي بيمار ميشه و ميميره . بالاخره هرکسي يه جوري ميميره . ولي من واست همه جوره ميميرم
روياي با تو بودن را نمي توان نوشت نمي توان گفت و حتي نمي توان سرود.با تو
بودن قصه شيريني است به وسعت تلخي تنهايي و داشتن تو فانوسي به
روشنايي هر چه تاريکي در نداشتند و ..... ومن همچون غربت زداي در آغوش
بيکران درياي بي کسي به انتظار ساحل نگاهت مي نشينم و ميمانم تا ابد و تا
وقتي که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشويد بانوي دريايي من
زندگي 4 پيچ داره تولد عشق ازدواج و مرگ سر کدوم پيچ منتظرت باشم؟
اگه اين روزا حس كردي توي قلبت بجاي صداي "تاپ تاپ "صداي اره و تيشه مياد
نترس! مريض نشدي "من دارم توي دلت واسه خودم يك كلبه مي سازم"
يك هميشه تنها يك است و شايد در تمام عمرش نتواند چيزي بيش از يك عدد
باشد اما بعضي وقتها مي تواند دنيايي باشد يك نگاه يك نوشته يك دوست
آخرين تکه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من گرفت ،
به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود ، حتي آبي تر از حوض آبي
خونه ي تنهاييم ...
قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پاي
عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا
حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شکستند
اگر میخواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشتهباشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد .(هرشل)
خداوند آزادی را آفريد و بشر بندگی را. «آندره شينه»
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....
چه ميهمانان بي دردسري هستند عاشقان نه به دستي ظرفي را چرک ميکنند
نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را
با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان
آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت
درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه
سوز و فناست
بالا تر از آسمان جايي نيست زيبا تر از گل چيزي نيست عزيزتر از تو کسي نيست
بدترين و خطرناکترين کلمات اينست: «همه اين جورند». (تولستوی)
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم
نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم
نکرد
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...
مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.
وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني
راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
زندگي با دنيا امدن ادمها شروع نمي شود ، اگر چنين بود هر روز غنيمتي بود ،
زندگي خيلي بعد شروع مي شود ، و گاهي هم خيلي دير ، تازه اگر حرف آن
زندگي هايي را نزنيم که شروع نشده تمام مي شود ..."
روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که
کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis
روش کلیک کنید تا بزرگ بشه
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد...
گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري از زلف سياهش را داد ... وقت رفتن
همه را ميبوسيد به من از دور نگاهش را داد ... يادگاري به همه داد و به
من... انتظار سرراهش را داد . . .
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم
خنديدن نداشت
تكيه بر دوست مكن محرم اسرار كسي نيست ما تجربه كرديم كسي يار
كسي نيست
به <@> من تو ><( ( (:> ..........................نفهمیدی؟ میگم به
چشم من تو ماهی!!
دوستیت : زلال / مرامت : عسل / ظاهرت : طلا / باطنت : برف /
وجودت : نعمت / داشتنت : غنیمت / ندیدنت : مصیبت / سالاری بخدا !
شماره کفشتو بده تا بزنم رو پیشونیم همه بدونن خاک پاتیم!!
سفير آمريكا ميخواسته حال بنده خدا رو بگيره. ميبرتش آمريكا و بهش
ميگه: زمين رو بكن. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم قديمي،
آمريكائيه ميگه: اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم! بنده خدا خيلي
بهش بر ميخوره، يارو و ميبره شهرشون و يه بيل بهش ميده و ميگه:
زمين رو بكن، آمريكائيه 25 متر زمين رو ميكنه ولي به هيچي نميرسه!
خسته و عرق ريزان به بنده خدا ميگه: اين يعني چي؟ بنده خدا ميگه: اين
يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم!
میدونی فرق تو با روز چیه؟ روز باید 30 تاش رو جمع کنی تا 1 ماه بشه
اما تو همین جوری ماهی
زندگي شهد گل است
ميخوردش زنبور زمان
آنچه مي ماند از آن
عسل خاطره هاست
زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفته اي
زندگي اجبار است... مرگ انتظار است... عشق يك بار است... فكر تو تكرار است...جدائي دشواراست...
كاش گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد.
وقتی از مادر متولد شدم..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد
از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت :غم! فکر
کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم
کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم
نگاهم با نگاهت کرد برخورد / خدامرگت بده حالم به هم خورد
می دونی چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب می زنن ؟ چون بعدا هر چی دید
صداش در نیاد
گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد! گفتم كه ماه من شو گفتا دلم نخواهد! گفتم
خوشا هوايي كزبادصبح خيزد گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل
رحيمت كي عزم صلح دارد گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان
عشرت ديدي كه چون سرآمد گفتا كه اي واي ديرشد، داد مامان درآمد
زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق
شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است
که عاشق شده است . .
سالها پیش از کنار دریا عبور کردی اما هنوز امواجش برای
بوسیدن جای پایت می آیند و می روند
غروب شد خورشید رفت. آفتابگردان دنبال خورشید میگشت
ناگهان ستاره ای چشمک زد آفتابگردان سرش را پایین انداخت.
آری.... گلها هیچوقت خیانت نمیکنند
زندگی یعنی بازی. سه ، دو ، یک … سوت داور............ بازی
شروع شد!!! دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل
شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی…
بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0 ?ــــــــــ بازی
تمام شد... زندگی را باختی
چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو
خودت بشكني اونوقت اروم زير لب بگي : گل من باغچه ي نو
مبارك...
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در
دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر
سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه
همسفريم
من آهنگ غریب روزگارم ، غمی در انتهای سینه دارم ، تمام
هستیم یک قلب پاک است ، که آن را زیر پایت می گذارم
عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش می مونه . پس سعی کن
تا وقتی که جراتش رو پيدا نکردی هيچ وقت بهش دست نزني اما
اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو
دستهات نگهش داری
لالا نخواب سودي نداره، همون بهتر که بشماري ستاره
همون بهتر که چشمات باز بمونه، که ماه غصه اش نشه تنها بيداره
لالا نخواب بازم سفر رفت، نمي دونم به کارون يا خزر رفت
فقط دردم اينه مثل هميشه ،بازم بي اطلاع و بي خبر رفت
لالا نخواب ميدونه جنگه،دست هرکي که مي بيني تفنگه
يه عمر که تو چشماش گشتم وليکن، نفهميدم که چشماش از چه رنگه
لالا نخواب زندونه دنيا ، سر ناسازگاري داره باما
بشين بازم دعا کن واسه اونکه،ما رو اينجا گذاشت تنهاي تنها
لالا نخواب عاشق يه سيبِ،هميشه سرخ و تبدار و غريبه
تا اون بالاست رسيده ولي تنهاست،پايين ام که بيفته بي نصيبه
لالا نخواب تا اون بخوابه ،بشين اونقدر تا که خورشيد بتابه
زماني که يقين کردي بيدار شد،بخواب با ياد عکسي که تو قابه
لالا بخواب بيداره حالا،ديگه بايد بخوابي حالا حالا
بخواب ديگه تو مي توني بخوابي،ببين خورشيد اومد بالاي بالا
لالا اينم بود سر نوشتم، اين از امروز اينم از گذشته
نمي خوابم تا تو برگردي يک روز
منم خواب گذاشتم واسه اون روز
کاش در طلوع چشمان تو زندگي مي کردم تا مثل باران هر صبح برايت شعري
سرودم . آن هنگام زمان را در گوشه اي جا مي گذاشتم و به شوق تو اشک مي
ريختم اشک مي شد و بر صورت مه آلودت مي لغزيدم تا شايد جاده اي دور .
هنوز بوي خوب بهار را وقتي از آن مي گذشتي در خود داشته باشد که مرهمي
باشد براي دلم . بيا و از کنار پنجره دلم عبور کن تويي که در ذهن خسته هميشه بهاري
تو مرغ رو بیشتر دوست داری یا منو میدونم منو دوست داری اما
تخم مرغ رو میخوری اما تخم من رو....؟
یک روز یک نفر رفت دشتشویی و آفتابه را پاره کرد. پرسیدند چرا
این کارو کردی. گفت : بی صاحب برای من ژست می گیره!
يه روز 2 تا آباداني به هم ميرسند
اولي ميگه: ديروز جات خالي رفتم شكار 5 تا خرگوش 10 تا آهو 2 تا شير شكار كردم
دومي ميگه: همش همين؟!
اولي ميگه :با يك تير مگه بيشتر از اينم ميشه ؟
دومي ميگه : تازه تفنگم داشتي ؟
يه روز يه فارسه از يه جوب بزرگ ميپره شلوار و شورتش پاره
ميشه، يه كم فكر ميكنه ميگه: خدا رو شكر كه شورت پام بود
وگرنه .....
هرگز از مرگ نهراسیده ام باری از مرگی که دستانش گاهی از ابتذال شکننده تر است.هراس من همه از مرگ در سرزمینی است که در آن مزد گور کن از بهای آزادی مردمانش بیشتر باشد
یه جوک میذارن زیر میکروسکوپ میبینن تر*که داره دست تکون
می ده
پليس بين الملل اعلام كرد نشون مخصوص ميتي كمان توسط
قزويني ها سرقت شده ... مواظب باشيد احترام نگذاريد
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis
عکس بالا از بهترین عکسهاست
هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت
من راست گفته ام که برای تو زنده ام
می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي
اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت
فرياد بزنه : دوستت دارم.
اگه گفتي اين چيه؟
>->o
.
اين منم که از دوريه تو مردم
نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نکن اگر
خداحافظي در پيش است . دست کسي رو نگير اگر رها
خواهي کرد . به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت
است
نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نکن اگر
خداحافظي در پيش است . دست کسي رو نگير اگر رها
خواهي کرد . به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت
است
مي شناسم مرگ را بي وحشت اما قلب من مي تپد در
سينه چون از عشق سرشارم هنوز شعر هايم سوخت و
خاكسترش در مشت من باز مي بينم تو را معناي آثارم هنوز
رابطه دوستي خوب مثل رابطه دست و چشم مي مونه
وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي كنه ووقتي
چشمت گريه ميكنه.....دستت گريه رو پاك ميكنه
و حالا لحظه هاي من گرفتار سکوتي سردو سنگينند.. و
چشمانم که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نميداني چه
غمگينند..
از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه
گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت .
معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو
باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من
نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست!!
يک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت
باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط
حساب دستت باشد
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو
باشی و مرا غم ببرد
* سه تا پیرزن تصمصم میگیرن شوهر کنن، یه آگهی میدن
تو روزنامه: با یکی ازدواج کن ... دو تا جایزه بگیر!!! . . .
وزارت ارشاد شعر (اتل،متل،توتوله)را به دلايل زير ممنوع
كرد:وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان - استفاده از
كشور هندوستان - زن كردي -ترويج بي
حجابي...............شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو
حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن
فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش
ضخيمه !!! . .
خط 2 انتها داره ... مثلث 3 تا انتها ... مربع 4 تا انتها ...
اميدوارم دوستي من و تو مثل دايره باشه
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم
گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی
گفت نگو
فرشته ها وجود دارند اما چون بعضی وقتها بال ندارن ما
بهشون میگیم دوست
مراهرجورخواهي دربه درکن:جفايت راازاين هم بيشترکن:بزن
باعشق خودآتش به جانم:ولي آتش نشاني راخبرکن
گل اگر خشک شود ساقه اش می ماند دوست اگر جدا شود
خاطره اش می ماند
بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما
میگذرد...به هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد
ومی گذرد...
لبخند رو هیچوقت ترک نکن حتی وقتی که خیلی ناراحتی .
چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن .
ممکنه که داغون بشی حسن !
نیشت رو ببند حسن
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين
عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش
سوخت ولي من جگرم سوخت
بچه: مامان بچه ها تو مهدکودک حرف های زشت میزنن. مامان: وااای
عزیزم تو یاد نگیری ها. بچه: من به قبر بابام بخندم از این کس شعر ها
بگم.
حضور عشق بى رنگ است بى تو
سزاى آينه سنگ است بى تو
براى عاشقانه پر گشودن
ز من هفت آسمان تنگ است بى تو
سياهى در سياهى در سياهى
جهان من بدین رنگ است بى تو
من آن شهر غريب و بى عبورم
که زندان تن است این شهر بی تو
همان شهرى كه در هر كوچه آن
ميان مردمان جنگ است بی تو
همانقدر که ستاره هست، اگر ماه بود، بازم این آسمون بی تو
سیاه بود
اشكي كه بي صداست ، پشتي كه بي پناست ، دستي كه بسته
است ، پايي كه خسته است ، دل را كه عاشق است ، حرفي كه صادق است ، شعري كه بي بهاست ، شرمي كه آشناست دارايي من
است
کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد
يادش باشه ريشه اش کجاست
يارو سر سفره داد ميزنه: نون بربري بيارين، نون بربري بيارين! ميگن چي
شده؟ ميگه: آب تو گلوم گير كرده
اگه ""میوه ممنوعه"" رو بخوری، ""شکرانش"" رو به جا نیاری، میری تو
""اغماء""، بعد میری زیر ""یه وجب خاک
اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که
ناگفته ميمانند، ميشکنند.جرج آلن
ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان كه از عشق مي گريزند،
مردگاني بيش نيستند.برتراند راسل
بشر به خوشبختي خيلي زود عادت مي کند و چون خيلي زود عادت مي کندخيلي زود هم فراموش مي کند که خوشبخت است .
آندرمصورا
اگر قرار باشد بايستي و به طرف هر سگي كه پارس ميكند سنگ
پرتاب كني، هرگز به مقصد نميرسي. لارنس استرن
انسان عادی مثل شهری است _ صد دروازه _ كه تقدیر ازهردری كه
بخواهد بر او وارد
می شود . اما انسان حكیم همانند كاخی ست_ با یك در _ كه تقدیر
قبل از ورود به آن در می زند . مترلینگ
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين
صبحي که تا به حال تجربه کرده اي
مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام
شدن نمي ديد ...
تا گرم اغوشت شدم چه زود فراموشت شدم تقصیر تو نبود خودم باری
روی دوشت شدم
دختره به دوست پسرش ميگه تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست
خواهي داشت
؟؟؟ پسره ميگه : اگه شوهرت گير نباشه آره
بر سنگ مزارم بنویسید: آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش که او
زاده ی غم بود و ز غم های جهان گشته فراموش
لپتو بیار جلو 1 2 3 4 5 تا 100 هم بشماری از بوس خبری نیست
ویلیام شکسپیر : گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار
کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل
می گیرند بستار طولانی،و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند
بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان راآغاز و
پایانی نیست.
ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد
ترسو همچنان
متنفرم که از زن نانجیب
هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در
همين سه واژه کوتاه
:او دوستم ندارد ...
بذار یه دیوونه نگات کنه اما نذار یه نگاه دیوونت کنه
خواستم در مصرف عقل صرفه جویی کنم عاشق شدم
جک لندن: هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی
دیگران است؟!
توماس جفرسون : صداقت نخستين بخش كتاب عشق است
جیم کتکارت : شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis



نظرم بدید
اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد،
تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي
با همه عشق و جووني،
با يه دنيا مهربوني،
با زبون بي زبوني،
ميخوام اينو خوب بدوني:
دوست دارم ولی اینو نمیدونی
دختره داشته س... ميزده، به پسره ميگه: پول ميدي
يا گاز بگيرم؟ پسره ميگه: ميخوري يا جيش كنم؟
دفتری که بسته شد دیگه بازش نکنین
قلبی که شکسته شد دیگه نازش نکنین
میگی بارونو دوست داری با چتر میری زیرش ! میگی گل رو دوست داری
از شاخه می چینیش ! میگی پرنده ها رو دوست داری تو قفس نگهشون
میداری ! بعد می خوای نترسم وقتی میگی دوستم داری ؟؟؟
خواستي قاتل بشي همه رو بكش، چون اگه يه نفرم زنده بگذاري مي آد
و انتقام بقيه رو ازت مي گيره… اگه خواستي عاشق بشي، صبر كن تا
خود طرف اينو بفهمه چون اگه تو بهش بگي بهت مي گه لوس احمق
نفهم… اگه خواستي پولدار بشي حتما از راه خلاف وارد شو چون
اينجوري هيچ چي بهت نميدن… اگه خواستي دوست دختر پيدا كني يه
كم خوشتيپ باش، يه كم خرج كن يه كم خر شو!!! يه كم بوس كن!!!… و
بالاخره اگه خواستي علاف بشي يه بار ديگه از اول بخون
* عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم . عشق
تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم
مئلم اظيضم، اض اینکح برايم ضهمط كشيدي، ديكطح يادم دادي، از تو
ممنونم
يه ماکسيما 85 رنگ مشکي به شماره 79285 تهران 14 با 4 حلقه
لاستيک پهن سيستم صوتي کامل رينگ اسپورت و 10 ماه بيمه کامل تو
کـ ـونت...
مي دوني فلسفه خميازه چيه ؟؟ شيطون مياد در گوشت ازت مي پرسه:
اندازه سوراخ کـ ـونت چقدره ؟!
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست
داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين
مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي
افتد
دختر ترکه عروسی میکنه همون شب فرار میکنه باباش میگه چیه چرا
فرار کردی ؟ میگه بابا عروسی همش فیلم بود میخاستن منو بکـ ــنن!
خانومه زنگ ميزنه 110 ميگه الو کمک يه مرده اومده خونمون داره به من
تجاوز ميکنه ! ميشه براي دستگيريش اه...اوه...جون...فردا بياين
از زنه میپرسن آلت مردانه مثل چیه؟
میگه: مثل جوجه اردک زشت!
میگن: چه ربطی داره؟!
میگه: آخه هر چقدر بزرگتر میشه خوشگل تر میشه
حس که پیدا شد عشق باریدن گرفت، هیچ میدانی رمز عاشق بودن هرکس فقط این
است: ساده بودن، ساده دیدن، و ساده پذیرفتن...پس ساده میگویم، ساده...دوستت
دارم
خدایا هرکه را دوست داری به او بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و هرآنکه
را دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است...
من آفتاب اندیشه را به سرزمین عشق خواهم کشاند من ستاره امید را در دل
پرمهرت خواهم نشاند و خواهم نوشت:....دوستت دارم....
* پول نداره ، خونه نداره ، موبايل نداره ، قيافه نداره ، همه جا پياده ميره آخه
ماشين نداره ، جوک زياد ميگه ولي اصلا خنده نداره ، خيلي وراجي ميکنه ولي
منو که مي بينه زبون نداره ، آهنگ زياد ميخونه ولي صدا نداره ، ميگه منو
دوست داره ولي دوسم نداره ، يه زماني منو داشت ولي حالا منم نداره ، هنوز
دوسش دارم ولي لياقت نداره ، همه ي اينا دروغ بود هيچکدوم حقيقت نداره ،
چون دل من کسي رو به جز تو دوست نداره
* به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق
بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
* هيچ زمان دل به کسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر کوچک است که دو تا
دل کنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو
چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... که ديگه پيداش نميکني
* يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد
ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف
نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو
که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند
روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه
کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش
ميگيريم
* عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني...
دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم...
درد دل خواهم کرد بي هيچ کلامي...
در آغوشت قرار خواهم گرفت بي هيچ کلامي...
در آغوشت خواهم ماند بي هيچ کلامي...
شايد احساسم اينگونه نميرد
اگر صبح بیدارشدی و دیدی کیــ ـری چوب داری
خوشحال نشو بدان که شاش داری
خدایا زمستان آفریدی میان سینه پستان آفریدی
بنازم قدرت چرخ فلک را پائین ناف گلستان آفریدی
رشتيه در خونش تابلو زده بود ورود افراد زير 18 سال ممنوع گفتن اين
چيه گفت آووو ناموسه بچه بازي که نيست!!
سه اصطلاح برا ک...یر
کماندو: چون از عقب و جلو حمله میکنه
شایعه : چون همش تو دهن خانوماس
جنتلمن: چون جلو خانوما بلند میشه
مرد، این موجود بیچاره!
وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه
همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره
زنش!
يواش، آه، اوي، اوخ، فشار نده، درد داره، ليزش كن، آي، كاش قبل از
عروسيمون ميگفتي، آخ، صبر كن، صبر كن، داره ميره، اوخ، بالاخره رفت،
چه انگشتر تنگي برام خريدي
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو
كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر
ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين
به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست
رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني
كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل
همه آدما ميشکنه
I i/ \
( o o )
+-=-=-=-=-=-=-=-=-= . 0ooo--( )--0ooo.-=-=-=-=-=-=-=-=-= -
̅̅̅̅
.ooo0
( ) 0ooo.
+-=-=-=-=-=\ (-----( )--=-=-=--=-=-=-=-=-=-=
\ ) ) /
̅ ( ̲̲̲ /
اگه يه وقت دلتون برام تنگ شد ميتونيد متن زيرو بخونيد..................
........................................................ديدی چه زود دلت برام تنگ شد؟
Saw se 3712 se arreh hard blade nemesis
يه روز يه پسر بچه كه خيلي شيطون بوده با مامانش سوار تاكسي
ميشه پسر بچه رو ميكنه به راننده تاكسي و ميگه آقا ببخشيد اگه
پدر شما سگ بود مادرتون روباه شما چي ميشديد راننده تاكسي
خيلي عصبا ني ميشه ولي چيزي نميگه بعد از مدتي راننده
تاكسيه به پسره ميگه شما اگه مامانت جـ ــنـ ــده بود و
بابات هــــ ــروم زاده بود شما
چي ميشديد . پسره با خونسردي ميگه خوب راننده تاكسي ميشدم.
- ترکه داشته از تو جنگل رد میشده؛ یهو یک شیره جلوشو
میگیره، میگه: کوچولو کجا میری؟! ترکه میگه: خونه مادر
بزرگ، بخورم پفک نمکی، چاق بشم چله بشم، بعد میام کیرمم
نمیتونی بخوری!
خانوم به دندانپزشک:آقای دکتر من از دندون کشیدن بیشتر از حامله شدن می ترسم!
دکتر:زودتر تصمیمت رو بگیر.می خوام صندلی رو تنظیم کنم
شما طبق قانون 28 ماده 5 قوانین دوستی به
حبس ابد در قلب من محکوم هستید.
آیا اعتراضی هم دارید؟؟؟
یه کشمشه به یه نخود می گه:قربون سینه ی چاکت برم!
نخود می گه:همین حرفها رو زدی که چوب کردن تو کـ ـونت
کاش در آسمان عشقت پرنده ای شکسته بال بودم
تا روی دستان تو می نشستم و تخم می گذاشتم
و تو با تخمهای من بازی می کردی .
یه زنه میره پیش دکتر زنان که حال مالش( آلـــتــش) بده. دکتر هم یه کپسول براش مینویسه و میگه روزی دو بار رحمت رو میشویی و این کپسول رو میزاری دمش.
زنه هم نسخه رو میگیره میره دارو رو میخره و میره خونه.(از قضا اسم شوهر این خانوم رحیم بوده)
زن هم روزی دوبار رحیم رو میشسته این کپسول رو میذاشته دم دهنش.
هفته بعد زنه میره پیش دکتر . میگه: رحمم که خوب نشد هیچ دهن رحیم
هم خراب شده.
*.به اصفهانیه میگن: پسر بهتره یا دختر ؟ میگه: پسر! میگن:چرا؟
میگه: پسر تا دو سال پوشک میخواد ولی دختر تا پنجاه سال؟؟؟؟؟؟؟
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@
ضرب المثل قزوینی: کـ ــون برای دادن است، ریدن فقط بهانه است.
ترکه داشت رو دیوار با اسپری مینوشت: زنده باد کـــ ـــیـــــ ـــر!!
ملت گفتن این چیه رو دیوار نوشتی؟ ترکه گفت دلیل دارم: ؟چون 1-انسان سازه 2-سرشو در راه اسلام داده 3- جلو بدحجاب ها قد علم میکنه 4- رو بی حجاب ها تف میندازه 5- ریش داره ۶- به احترام خانوما بلند می شه ۷- همه رو با یه چشم نگاه می کنه